تبليغاتX
عکسستان

عکسستان

bia safa kon harchi bekhai to0sh hast

گلم ببخشید

سلام گلم.

نمی دونم چی باید بنویسم ولی خوب چون خواسته بودی برات بنویسم اینو می نویسم اگر بد شد به بزرگی و خوبی خودت ببخش آخه من اصلا بلد نیستم یه متن درست و حسابی بنویسم.

میدونی گلم الان که این متن رو دارم می نویسم خیلی خستم از همه چی از همه زندگی خسته شدم این روزا کلی بهم داره فشار میاد ولی چون عادت کردم و به خودم قبولوندم که همه چیزم رو خودم به دوش بکشم بازم این کار رو دارم می کنم خیلی خستم.

می دونی گلم می خوامت خیلی خیلی می خوامت دوستت دارم شاید باور نکنی ولی خیلی دوستت دارم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی.حاضر نیستم با هیچ چیز تو دنیا که هیچ حتی تو هستی هم عوضت کنم حتی یه تار موت رو به هیچ بنی بشری نمی دم و حاضر نیستم با هیچ چیز عوضش کنم چه برسه به خودت و وجود نازنینت. گلم می خوام ازتو تشکر کنم نه بخاطر اینکه هستی به خاطر اینکه درکم می کنی و بهم اعتماد می کنی. نازنینم میدونی از تو ممنونم که تحملم می کنی باهام هستی و کمک میکنی.

عزیزم با هات میمونم تا آخر دنیا همیشه همه جا و به خاطر تو همه کاری می کنم چون خیلی دوست دارم و می خوامت و خیلی برام عزیزی. می دونی همیشه میگم الان که بیاد و باهاش حرف بزنم همه غصه هام رو بهش میگم همه اونارو باهاش قسمت می کنم و بارم سبک میشه ولی وقتی میای وقتی صدات رو میشنوم دیگه هیچ غم و غصه ای برام نمی مونه که بخوام باهات قسمتشون کنم. پس بمون پیشم و همیشه در کنارم باش.

اینم فال حافظی که همین الان گرفتم ببین خواجه چی می گه:

درد عشقی کشیده ام که مپری

                           زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار

                                دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش

                                میرود آب دیده ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

                                 سخنانی شنیده ام که مپرس

سوی من لب چه می گزی که مگوی

                                لب لعلی گزیده ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش

                               رنج هایی کشیده ام که مپرس

                    همچو حافظ غریب در ره عشق

                     به مقامی رسیده ام که مپرس

گلم، عمرم، عشقم، زندگیم دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 22:19  توسط پسر بد  | 

تقدیم به عزیزترینم

منتظرتم ودوست دارم

 

فکرشوکن یه شب باهم یه گوشه ای تنها باشیم

با چارتا دیوار و یه سقف جدا ازاین دنیا باشیم

 

من باشم وتوباشی و یه جفت دلهای بی قرار

 

فرصت خوب انتقام

 

ازلحظه های انتظار

 

فکرشوکن عروسکم

 

به اون شب پرالتهاب

 

 

چشماتوروی هم بذار

 

امشب به یاد من بخواب

 

فکرشوکن

 

دستای من روقلب توجون بگیره

 

دل,دل بی قرارتو توسینه آروم بگیره

 

نه ساعتی باشه که شب سربره وتموم بشه

 

نه هیچ کسی سربرسه ثانیه ای حروم بشه

 

هرگزندیدم به گلی لبخند زیبای تو را

 

هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 23:59  توسط پسر بد  | 

گلکم برای تو گذاشتم

شب وقتی به آسمان نگاه میکنی همه ستاره ها به تو نگاه میکنند تو هیچ کس را نمیشناسی ولی اونها تو را میشناسند تو نگاه میکنی فکر میکنی به دیروز٬به امروز شاید به فردا و با درخشش هر ستاره قطره اشکی به پاس همراهی ستاره ها صورتت را خیس میکنه و وجودت پر میشه از عظمت حضور و قلبت سرشار از امید٬امید به اینکه حتی در سکوت شب و در مطلق تنها بودن هیچ کدوم از ستاره ها تنها نیستند و تو هم تنها نیستی وقتی باور میکنی که در عین تنهایی میتوانی به معراج خلوت با خدابرسی متولد میشوی و اینجاست که از امید تو خیلی های دیگه هم جوونه میزنن و تو به اوج معنای زندگی میرسی ....و با یکی از ستاره ها عهدمیبندی که هر شب منتظر نگاهش میمانی

 

دوتا چشمات پر از اندوه واسه دل شکستگیم آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه واسه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم همه ی هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشه عشق تو بودن با تو پرم از ترانه تو گرچه واژه ها حقیرن خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستم را میگیرن راز عشق من را هیچ کس غیر مهتاب نمیدونه تنها شاهد واسه غصه گریه و تنهائیم اونه وای اگر من این نبودم کاش میشد پرنده باشم تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم یه پرنده شم شبونه بکشم پر به خیالت برسم به لونه تو بگیرم سر زیر بالت زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو را داشتم اگه میشه واسه گریه رو شونت سر میگذاشتم

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 0:37  توسط پسر بد  | 

فال 15 روز اول دی

ف;روردين
موفقيت شما در اين راه حتمي است. تنها اندكي تلاش و كوشش تو را به مقصد مي‌رساند. در اين روزها بايد هر طور شده شادي را به خانه و خانواده خود آوريد. در سفر زندگي آمد و شد كار ماست. كساني كه زنده انديشند به زيبايي‌ها به حد كفايت لبخند خواهند زد. هيچ‌گاه نگذاريد زندگي‌تان در دام تكرار گرفتار آيد.
از مخفي‌كاري دوري كنيد و شفافيت را در همه احوالات زندگي خود مدنظر داشته باشيد. افراط و تفريط در هيچ‌كاري خوب نيست. افراط در دوستي هم، حتي موجب پديدآمدن دلخوري و كدورت مي‌شود. اگر خط قرمزها را نديده بگيريد، گرفتاري‌هاي متعدد برايتان پيش خواهد آمد.

ا;رديبهشت
گرچه به نظر مي‌رسد كه اين كار سخت و دشوار است اما شما قدرت و توان انجام آن را داريد پس سعي كنيد تا نيروهاي خود را به يك نقطه متمركز كنيد تا موفق شويد. شهرت و ثروت در اختيار شماست مشروط به اينكه اعتماد به نفس كافي از خود نشان دهيد. در روابط اجتماعي به گونه‌اي بايد رفتار كرد كه هر روز به تعداد دوستان افزوده و از تعداد دشمنان كم شود. يك خبر بسيار عالي به دستتان مي‌رسد كه اوضاع روحي‌تان را به كل دگرگون مي‌كند. از كار و تلاش، گريزان نباشيد و سستي را شعار خود قرار ندهيد.

خ;رداد
شما برخورد آرام و متيني با ديگران داريد و اين بهترين ويژگي شماست. فقط بايد مراقب باشيد كه بعضي‌ها از اين موضوع سوءاستفاده نكنند. در اين صورت بايد آنها را با قاطعيت سرجاي خودشان نشاند. لطف خداوند همواره يار و ياور شماست. گرفتار زرق و برق زندگي نشويد. چون آدم بسيار عميقي هستيد. عمر روزهاي ابري زندگي به زودي به سر مي‌آيد و خورشيد سعادت شما هم درخشان خواهد شد. يك توصيه: مواظب باشيد دچار غرور نشويد. چرا كه غرور به خصوص از نوع كاذب آن شما را دچار سقوط خواهد كرد.

ت;ير
فصلي گذشت و فصل تازه‌اي مي‌رسد، حيف است كه شما بي‌توجه به تغييرات زيباي طبيعت و زمين و آسمان، غرق غمها و اندوه خود باشيد.به فكر چيزهايي كه نداري نباش و سعي كن از آنچه كه داري نهايت استفاده را ببري. اين مهم نيست كه ديگران چه فكري مي‌كنند. در مورد پيشنهادي كه به شما مي‌شود، خوب فكر كنيد و راجع به آن با خانواده مشورت كنيد. كاري كه شروع كرده‌ايد را به پايان برسانيد. كارهاي نيمه‌كاره دور و برتان را خلوت كنيد و بعد كارهاي جديد را شروع كنيد. انشاءا? بيماري يكي از دوستانتان به زودي خوب خواهد شد. بهتر است قبل از بهبودي‌اش به عيادتش برويد.

م;رداد
براي آينده بايد با واقع‌نگري و عقل و منطق برنامه‌ريزي كرد. احساسات براي گرم كردن كانون زندگي و روابط، بسيار مفيد است اما متاسفانه با آن نمي‌توان واقعيت‌هاي خشك را تغيير داد.اگر به فكر به دست آوردن گوي سبقت از ديگران هستيد تا به طرح‌ها و فكرهاي خلاقانه برسيد و آنها را عملي كنيد، عجولانه عمل نكنيد. فردي منتظر شنيدن جوابي از جانب شماست. جواب او را بدهيد و از چشم انتظاري بيرون بياوريدش. بسته‌اي از طرف يكي از دوستان قديمي به دستتان خواهد رسيد. اگر در وهله اول از ديدن آن خيلي خوشحال نشديد، عجله نكنيد? به زودي خبرهاي خوشي از آن دوست قديمي دريافت خواهيد كرد كه اثرات مثبتي در زندگي‌تان خواهد داشت.

ش;هريور
اينك مي‌توانيد پس از سوءتفاهمي كه ايجاد شده بود با يك پيشنهاد تازه، دوباره دوستان قديم را دور هم جمع كنيد و روابط گذشته را دوباره احيا كنيد. از بعضي از اختلافات جزيي بايد چشم‌پوشي كرد.اعتماد به‌نفس خود را تقويت كنيد. سفري پربركت پيش رو خواهيد داشت كه روحيه‌تان را تغيير مي‌دهد و شادابي و طراوت را به شما برمي‌گرداند.در مورد مسئله‌اي صبر بسياري كرده‌ايد. انشاءا? به زودي نتيجه صبر خود را خواهيد گرفت و خوشحال خواهيد شد. شما در سالهاي دور دل كسي را به درد آورديد كه همين امر باعث شده او، آن رفتار شما را فراموش نكند، اما شما را بخشيده، با او تماسي بگيريد و از دلش دربياوريد.

م;هر
به زودي پاداش خوبي دريافت خواهيد كرد. تلاش‌هاي اخيرتان به زودي نتيجه مي‌دهد پس ديگر نگران نباشيد و با درس گرفتن از گذشته به فكر ساختن فردايي بهتر باشيد. در مورد تصميماتي كه در سر داريد، شك و ترديد را كنار بگذاريد و تا زمان از دست نرفته، تصميم نهايي را بگيريد. سعي كنيد به آنچه دور و برتان مي‌گذرد، هوشمندانه‌تر نگاه كنيد و از تقدير و سرنوشت درس بگيريد. هميشه هم خوش‌بيني، خوب نيست. هر چيزي اگر از حد اعتدالش خارج شود، نتيجه عكس خواهد داشت. خوش‌بيني تا جايي مي‌تواند به آسان شدن كارهاي شما كمك كند كه موجب ناديده گرفته شدن واقعيت‌هاي مسلم اطرافتان نگردد!

آ;بان
بايد از ولخرجي‌هاي زائد، جدا خودداري كنيد. مشكلات براي شما تعجب‌آور و كنجكاوكننده شده است. در حل مشكلات بر سر دوراهي مانده‌ايد. بايد تصميم مهمي بگيريد كه اخذ آن فقط با مشورت از طريق افراد مورد اطمينان و نزديكتان ميسر مي‌شود. از پراكنده كاري جدا خودداري كنيد و يادتان باشد كه اگر با يك دست، بيش از يك هندوانه برداريد احتمال افتادن و شكستن يكي از هندوانه‌ها زياد است!براي عشق، حرمت قائل شويد و در ابراز آن دست و دلبازي بيشتري به خرج بدهيد، به زودي خبرهاي خوشي كه مدت‌ها منتظر شنيدنش بوديد، را خواهيد شنيد و خوشحال خواهيد شد.

آ;ذر
از حمايت و پشتيباني اطرافيانتان ناراحت نشويد. كسي قصد دخالت در زندگي شما را ندارد و اگر حرفي زده مي‌شود و طرفداري يا موضع‌گيري خاصي اعمال مي‌شود، همه براي اين است كه اطرافيانتان شما را دوست دارند و برايشان مهم هستيد. قدر آنها را بدانيد و با فكر و خيال بيهوده، زندگي را به كام خود آنها تلخ نسازيد.يك مهماني در پيش خواهيد داشت. خودتان را آماده كنيد كه به زودي هيجان زده خواهيد شد و حرف‌ها و اتفاقات جالب و هيجان‌انگيزي را تجربه خواهيد كرد.از قديم‌ گفته‌اند: ?بخشش از بزرگان است?. لطفا دست رد به سينه كسي كه پس از مدت‌ها براي عذرخواهي نزدتان آمده، نزنيد!

د
هميشه در زندگي و كارها بايد به دنبال بهترين راه حل بود. به جاي انديشيدن به آسان‌ترين راه‌حل‌ها كه عمدتا گمراه‌كننده هستند بايد به راه‌حلي انديشيد كه به رغم سختي‌هايش شما را به مقصد برساند.دلتنگي‌هاي خود را كنار بگذاريد و به جاي نشستن و غصه‌خوردن، به روزها و خاطرات شيرين زندگي فكر كنيد. شما بايد باور داشته باشيد كه :?اين نيز بگذرد? يك پيشنهاد بسيار ايده‌آل براي كار يا معامله‌اي به شما مي‌‌شود. با مشورت ديگران و سبك و سنگين‌كردن شرايط و البته توكل به خداوند، پيشنهاد را جدي‌تر بگيريد.يكي از بستگان نزديكتان به زودي از سفر بازخواهد گشت و شما را از چشم انتظاري، درخواهد آورد.

ب;همن
كسي هست كه مي‌كوشد تا سوءنيت خود را نسبت به شما پنهان كند تا در موقع مناسب بتواند از آن استفاده كند. در برابر اين جور افراد، از خودتان عصبانيت و رفتار عجولانه به خرج ندهيد.كمي صبر، توكل به خداوند و در نهايت يك اشاره غيرمستقيم به شخص مورد نظر، موثرتر خواهد بود.يكنواختي در محيط اطرافتان باعث كسالت شما شده است. سعي كنيد تغييراتي در پيرامونتان به وجود بياوريد تا روحيه‌تان هم تغيير كند. خوشحال باشيد كه به زودي پول مرده‌تان زنده مي‌شود و با خيال راحت مي‌توانيد نقشه‌هايي كه براي خرج كردن آن كشيده بوديد، را عملي كنيد.

ا;سفند
شانس مثل هميشه با شما يار خواهد بود تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه از موقعيت‌‌ها نهايت استفاده را ببريد و قدر لحظه‌ها را بدانيد.شما بايد در اجتماع بدرخشيد. فراموش نكنيد اگر گرفته و تودار باشيد از همه‌چيز عقب خواهيد ماند. روزهايي كه پيش رو داريد، فرصت بسيار خوبي براي صميمي‌شدن با دوستان و همكاران جديد شماست. اگر مجرد هستيد، اكنون زمان مساعدي براي انتخاب همسر دلخواهتان رسيده است. به پيشنهادهايي كه در مدت اخير داشتيد، بيشتر و جدي‌تر نگاه كنيد و روزهاي آتي، فرصت مناسبي براي سفر است. نقشه‌هايتان را اجرا كنيد و با اميدواري و ديد مثبت در مورد عملي شدن آنها بينديشيد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 13:18  توسط پسر بد  | 

بی تو مهتاب شب

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

وقتي که من دارم فكر مي كنم وتو داري فكر مي كني كه من دارم به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني که دارم به تو فکر مي کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 16:51  توسط پسر بد  | 

عشقولانه

 

h6espp99w74kup1buj33.jpg

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مهر1386ساعت 0:8  توسط پسر بد  | 

حکایت دوری از یار

در ان دوران كه در ميخانه ها اواره بودم

پي ياري ديوانه و دردانه بودم

روزها سپري مي كردم در كنج ميخانه ها

كه شايد بيابم خبری از يار دلربا

 به هر كه مي رسيدم مي نمودم وصف جمال ان زيبا

به اميدي كه ديده باشندش او را

روزها مي گذشت وهفته ها و ماه ها

نيافتم خبري در كنج ميخانه ها

با دلي غمگين و حسرت زده

برون شدم از اين ميكده

راهي شدم به جنگل و دشت و بيابان

طلب نمودم يارم از خداي مهربان

{خداوندا تويي تنها اميدم

نمي خواهم ز تو هيچ جز يار محبوبم

خداوندا تو داده بودي به منش

كنون خواهم ز تو باز گرداني اش}

خداوندا شنيدم از بزرگان

درت باز است به روي شرمساران

منم ان بنده شرمسار و شرمگين

كه دانم حكمتي باشد مرا اين

خودت رحمي بكن بر من خدايا

ندارم طاقت دوري ز يار را.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:30  توسط پسر بد  | 

نماز عشق


آخراي شب بود
دم دماي اذون صبح
بوي گل ياس بود و نسيم سحري
يکي صدام زد
از خواب پاشدم
چشمام و باز کردم
يه دنيا ستاره بود بالاي سرم
همه چشمک زنون و خندون
احساس عطش کردم
رفتم لب حوض توي حياط
عکس ماه رو توي آب ديدم
يادم افتاد به سپيدي دوست داشتن تو
به اندازه يه وجب آب سهم من شد
صورتم از خنکاي آب سرد شد
يه صدايي از دوردستا داشت زمزمه مي کرد
يادم افتاد
سجاده ي عشقم و پهن کردم
يه مشت گل ياس ريختم توي دامن سجاده ام
بوي عطر ياس هميشه بوي دوست داشتن تو بوده
چادر سفيدم و سر کردم
اذان عشق گفتم و اقامه دوست داشتن رو بستم
توي دلم روشن شد
به سپيدي همون گل ياسا و ماه توي حوض


بسم الله الرحمن الرحيم


سلام به خداي عشق و دوست داشتن
نماز عشقم و شروع کردم
به نيت قرب به خداي عاشقا
به نيت موندن تو
گرم شدم
حرارت عشق توي وجودم ريخت
رفتم به رکوع عشق
به نيت موندن تو
بوي تربت از سجده عشق مستم کرد
سرگذاشتم به سجده عشق
به نيت موندن تو
گواهي دادم خداي عشق رو به يکتايي و تنهاييش
و آخر سلام کردم به خداي عشق
به نيت موندن تو
يه وان يکاد و آيه الکرسي سر سجاده عشق خوندم
به نيت موندن تو
سبک شدم
رفتم بالا و بالا و بالا
بوسه اي از ماه نذرم بود
براي موندن تو
و دوباره خدا بود و شب بود و عشق بود
و تو بودي


خانومی دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:17  توسط پسر بد  | 

دوستت دارم به اندازه تمام دوست داشتنها

عزيزترين 
                  زيباترين

و
دوست داشتني ترين هديه خدا به من
هيچوقت ازم پرسيده بودي که چرا اين همه دوستت دارم
هيچوقت ازم نخواسته بودي برات بگم
که چطور تو درياي وجودت غرق شدم
که چطور عشق آسموني و پاکت
من و از زمين جدا کرده و همسفر فرشته ها کرده
نمي تونم فراموشت کنم
که تو فرشته ي نجاتم شدي
ميدوني
آدم رو حوا به زمين آورد تا با عذاب و زجر و دوري از خداوند زندگي کنه
اما حالا تو
حواي زميني خودت رو به آسمونا بردي
تا به خداش نزديک بشه و عطر و بوي بهشت رو بگيره
نمي دونم از خدام چه چيزي رو برات بخوام
که تو همه رو براي من خواستي
فرشته نجاتم دوستت دارم
عطر عشقت مستم کرده و عاشق
خدا رو بيشتر و قشنگتر از هميشه ديدم و پرستيدم
عشقت راه رسيدن به خدا شده
براي من خسته و وامونده توي جاده زندگي
هيچوقت
من و از بهشت عشقت بيرون نکن
که اون روز ، روز نيستي منه
همیشه گفتم باز هم بهت می گم


دوستت دارم تا خدا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:16  توسط پسر بد  | 

خودت میدونی برام چقدر مهمی فقط یادت بیار

 

من و درگير خودت کن تا جهانم زيرو رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت روبرو شه

بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو ميرم
من و درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه من پر تصوير تو ميشه

 

با من غريبگي نکن با من که درگير توام


چشمات و از من بر ندار من مات تصوير توام

 

تو همين جايي هميشه با تو شب شکل يه روياست 
آخرين نقطه دنيا تو جهان من همين جاست

تو همين جايي و هر روز من به تنهايي دچارم
من و نزديک خودم کن تا تو رو ياد بيارم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه من پر تصوير تو ميشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:14  توسط پسر بد  | 

یک جلوش .. بی نهایت صفر

 یک.. جلوش تا بی نهایت صفرها!!!


وقتی بخوای فقط برای خودت باشی.. تنها باشی..

وقتی بخوای فقط با صفرها باشی..

عمر تو مثل یک خط منحنی روی خودت دور می زنه ..

مثل صفر.. باز از آخر میرسی به اول! می مونی .. می گندی ..

مثل مرداب  مثل حوض .. بسته میشی..مثل دایره .. مثل "صفر"!

اما اگر جلوی "یک" بنشینی ...!!

اگر بخوای فقط برای "یک" باشی..

از پوچی . از تنهایی دربیایی .. همنشین " یک" بشی ...!

باید برای دیگران زندگی کنی ..!

 

" دکتر علی شریعتی"

و من برای تو زندگی می کنم

تا باشم

تا زندگی کنم

تا نفس بکشم در هوای بودن تو

و تا دوستت داشته باشم و عاشقت باشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:13  توسط پسر بد  | 

مرگ قو زیباترین مرگهاست

شنيدم که چون قوي زيبا بميرد
              فريبنده زاد و فريبا بميرد
                 شب مرگ تنها نشيند به موجي
                       رود گوشه اي دور و تنها بميرد 
                              در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
                                              که خود در ميان غزل ها بميرد
                                                  گروهي بر آنند که اين مرغ شيدا
                                                            کجا عاشقي کرد آن جا بميرد
                                                        شب مرگ از بيم آنجا شتابد
                                               که از مرگ غافل شود تا بميرد
                                      من اين نکته گيرم که باور نکردم
                                     نديدم که قويي به صحرا بميرد
                               چو روزي ز آغوش دريا برآمد
                            شبي هم در آغوش دريا بميرد
                  تو
درياي من
بودي آغوش واکن
           که مي خواهد اين
قوي زيبا بميرد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:11  توسط پسر بد  | 

تمام گلهای یاس برای جبران محبت تو کم


بهترین هدیه برایم سبدی بود

شاخه ای از گل یاس

که تو از باغ دلت

به تمنای نگاهت چیدی

کاش کسی یا کسانی همه می فهمیدند

شاخه آن گل یاس

ریشه در عمق وجودم دارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:8  توسط پسر بد  | 

برای آخرین بار

 

مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب  مي راندند ، انها عاشقانه يكديگر  را دوست د اشتند ......

زن جوان : يواش  برو من مي ترسم !

مرد جوان : نه ، اينجوري خيلي بهتره .

زن جوان :خواهش مي كنم ، من خيلي مي ترسم .

مرد جوان: خوب ، اما  اول بايد بگي كه دوسم داري !

زن جوان : دوستت دارم ، حالا ميشه يواش تر بري ؟

 مرد جوان:به شرط اينكه كلا كاسكت منو برداري روي سر خودت بذاري ،‌اخه نمي تونم راحت برونم ،‌اذيتم مي كنه

روز بعد واقعه اي در روز نامه ثبت شده بود  : برخورد موتور سيكلت با ساختمان حادثه افريد در اين سانحه كه به دليل عمل نكردن  ترمز موتور سيكلت رخ داد  ، يكي از دو سر  نشين زنده ماند و ديگري در گذشت !!

مرد جوان از خالي شدم ترمز اگاهي يافته بود ....  و خواست تا براي اخرين  بار  دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند .........

...

سه نقطه شاید از جالبترین اختراعات باشد

سه نقطه به معنای چيزهای مشابه

سه نقطه به معنای گریه ای پنهان

سه نقطه به معنای چیزهایی که می دانیم و نیاز به نوشتن نیست

سه نقطه یعنی دردهایی که داری اما نمی توانی بگویی

سه نقطه یعنی غم هایی که داری اما نمی توانی بگویی

سه نقطه یعنی حرفهایی که می خواهی بگویی و نمی توانی

کاش می توانستم بگویم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 21:16  توسط پسر بد  | 

برای تو

اینم بخاطر اثبات .... ماله خودت.

پسربد 

حالا باورت شد دوست دارم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 23:11  توسط پسر بد  | 

راز

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي

هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم

راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي

عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم

پاييز مشق هايش را در كوچه و خيابان مي نويسد

اما رفتگر آنها را پاك مي كند!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 23:37  توسط پسر بد  | 

این مطلب هم برای توست

نمی دونم این مطلب رو میخونی یا نه ولی من می نویسم می نویسم که همه بدونن دوستت دارم.

من می رم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزیم اگه تو نباشی میمیریم .

همیشه زنده می مونم با یاد تو (البته با خودت باشه بهتره عزیزکم)

سلام بر شما دوستای عزیز

امید وارم همه اونهایی که یه عشق واقعی دارن به عشقشون برسند .

اي دل ساده بکش درد که حقت اين است

از زمانه بشو دلسرد که حقت اين است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي

 حالا همچو پائيز بشو زرد که حقت اين است

 ديدي آخر دم مردانه به جز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت اين است

آنچه بر عاشق دلخسته روا دانستي

 فلک آخر سرت آورد که حقت اين است

*****************

بگو از دنیا چی می خوای دل من       

 بگو از بی کسی ها چی می خوای دل من

  مگه نمی دونی تو این دنیای بی انتها  

هیچی به اسم عشق نمی مونه تو دلا

نگو یادت رفته اون همه درد و بلا

       نگو به باد سپردی اون همه درد و دلا       

بگو جز بی کسی چی مونده تو دنیا

بگو چرا باید عاشق بشن دلا

خداجونم می شه امشب منو تو بغل بگیری         بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری؟

خـــــــدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟


بگـــــــــی آروم تـــوی گوشم دیگه وقتشه بمیری


خدا جـــــون میگن تو خوبی ، مثل مادرا می مونی


اگــه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟


خـــدا جون میشه یه کــــــاری بکنی به خاطر من؟


من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن


مــــــن که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟


خـــــــدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته


زنــــــــده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره


اون مــــی خواد که من نباشم، باشه ،اشکالی نداره


خـــــــدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت


ولــــــــــی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت


خــــــــدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟


بگـــــــی آروم تــــوی گــوشم دیگه وقتشه بمیری

آیا میشه؟اگه بشه چی میشه؟ شما بگین میشه؟ من مثله بقیه از زندگیم نا راضی نیستم که بگم وای دیگه بسمه دیگه فلانه نه. خدارو شکر الان تقریبا به چیزایی که می خواستم رسیدم بجز ۱ چیز و اونم همین کسیه که این مطلب رو بخاطرش نوشتم. (امیدوارم بخونه). ولی خوب دیگه چی میخوام که بخوام زندگی کنم؟ وقتی عشقت کنارت نباشه دیگه زندگی نباشه بهتره تا با آرزو و یاد یار زندگی کردن.

خداجونم می شه امشب منو تو بغل بگیری         بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری؟

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 23:1  توسط پسر بد  |